<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آوار روزها</title>
<link>https://aavaar.blogfa.com</link>
<description>ممکن است اعتقاد برای حقیقت خطرناک تر از دروغ باشد. نیچه</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 20 Mar 2019 19:28:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>نوروز</title>
<link>https://aavaar.blogfa.com/post/30</link>
<description>ای آشنای خوب و پاک و صمیمی بوی خوش قرارهای قدیمی ای از حماسه های سبز شکفتن سرشار نوروز روزهای بی تکلف و تکرار دور از عبور بی ثمرِ فصل ها بیا این بار با فصل دیگری بیا تا غنچه های شرم و تمنا از بین اخم های زمستان به تو سلام کنند تا برگ های حسرت و رؤیا بر شاخه های پیرِ پشیمان قیام کنند ای آب روی رفته ی ایام ای بهار پا در رکاب رخش زمین بگذار بی گردش عبث فصل ها بیا این بار وقتی که پنجه های بی ترحم سرما راه نفس گرفته است و دلِ ما از بستن و گسستن و تردید خسته است</description>
<pubDate>Wed, 20 Mar 2019 19:28:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aavaar</dc:creator>
<guid>aavaar.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title>  انتظار</title>
<link>https://aavaar.blogfa.com/post/29</link>
<description>این جا هنوز یکی دارد هر شب ستاره می شمارد به جای تمام شما یاران! این جا هنوز یکی دارد تنها تنها تنها در سوگ ابرها بر خاک خسته می بارد</description>
<pubDate>Mon, 28 Jan 2013 19:56:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aavaar</dc:creator>
<guid>aavaar.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title>با دریا</title>
<link>https://aavaar.blogfa.com/post/28</link>
<description>مثل یک اسکله ی غرقِ سراب بال در بالِ شبِ تنهایی مانده با من هوسی دیرینه هوسِ یک سفر دریایی گرچه دیریست در این ساحل دور زندگی بال و پرم را چیده دعوت دم به دم دریا باز خواب از دیده ی من دزدیده مرد دریایم و توفان ای شهر ره ندارد به دلم بیمِ گزند دعوتم کرده به غوغا توفان بر من این جا طمعِ زیست مبند عاقبت بغضِ فرو خورده ی من می شود ابرِ ترِ شعله وری می رسد آن که نبیند ساحل از من و حسرتِ تلخم اثری می رسد آن که شبی چون تندر همه تن شعله و فریاد شوم به دل موج سپارم</description>
<pubDate>Thu, 15 Mar 2012 23:03:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aavaar</dc:creator>
<guid>aavaar.blogfa.com/post/28</guid>
</item>
<item>
<title>فصل آخر</title>
<link>https://aavaar.blogfa.com/post/27</link>
<description>دعوتم کن به کبوتر در باد دعوتم کن به سفر با باران دعوتم کن به شکفتن در برف بوی سبزه بوی گل بوی بهاران داری فصل چندم هستی؟ با تو من بغض هوا را چیدم با تو من اسم شب پنجره را فهمیدم نه فراموشی مغرور بهار نه تب شعله ور تابستان نه غماهنگی پاییز نه سرمای زمستان داری روی باغی که هوای تو گرفته ست دلش ابر نیسانی و باران داری فصل چندم هستی؟ با تو گل زیبا شد با تو من روییدم با تو بر قصه ی تاریک زمین خندیدم دعوتم کن به گل آخر فصل دعوتم کن به تولد وسط حمله ی شک دعوتم</description>
<pubDate>Thu, 15 Mar 2012 08:27:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aavaar</dc:creator>
<guid>aavaar.blogfa.com/post/27</guid>
</item>
<item>
<title>باران</title>
<link>https://aavaar.blogfa.com/post/26</link>
<description>باران گرفته با دل من در هوای تو با نم نمش به یاد من آید صدای تو ضربی میان گریه ی باران گرفته باد گوید چه دور...وای...چه دور است جای تو ای رد پای برفیِ خاموش وارِ من باران گشود دفتر ناگفته های تو حالا چه بی ثمر وسطِ بادها رهاست حرفی که مانده بود و نگفتم برای تو...</description>
<pubDate>Wed, 07 Mar 2012 08:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aavaar</dc:creator>
<guid>aavaar.blogfa.com/post/26</guid>
</item>
<item>
<title>بهمن</title>
<link>https://aavaar.blogfa.com/post/25</link>
<description>نگاه کن عجب نَفَسی دارد این ماه هنوز هم برف و بنفشه می کارد بیا به عالم دیروز ما رفیق و ببین آن بهمن بزرگ را چه گونه گرمت نمی کند این بهمن نام تمام ماه هاست ای ساکنانِ کوهپایه بدانید بهمن یک ردّپای برف خورده ی پابرجاست شغل تمام مردمِ این کوهپایه هاست نام تمام کوچه هاست بهمن برای من صدای قهقهه ی سرماست نام تمام بغض ها خشمایه ها سکوت هاست بهمن برفا فشانِ کینه ی دیرین کوه هاست نام تمام باد هاست</description>
<pubDate>Sun, 12 Feb 2012 15:30:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aavaar</dc:creator>
<guid>aavaar.blogfa.com/post/25</guid>
</item>
<item>
<title>حماسه</title>
<link>https://aavaar.blogfa.com/post/23</link>
<description>ای ابر بی بخار! در باد ها و دَمکده ها دودگاه ها حرمت نمانده هیچ برایت خروش کن با رعد ها ببار دل، تنگِ های هایِ تفنگ است ای شعر پارسی! این بغضِ سال سی همگان را گلو گرفت آتش بزن به دیگِ دلِ ما و جوش کن موجی دگر بیار زمین مُرد، بو گرفت ای شهرِ درد و باد و دم و انتظار و دود در جویبارِ خون تو مردی وضو گرفت دل، تنگِ های هایِ تفنگ است مردن به روی گام ها پایان ماجرای پلنگ است</description>
<pubDate>Thu, 21 Apr 2011 18:57:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aavaar</dc:creator>
<guid>aavaar.blogfa.com/post/23</guid>
</item>
<item>
<title>عدالت</title>
<link>https://aavaar.blogfa.com/post/22</link>
<description>میان ما این همه فاصله بود اما در پایان نه من بردم نه تو باختی دیگر برای تحریم این مسابقه خیلی دیر است نه بر نمی گردد هیچ چیز بر نمی گردم من اگر چه خوش بختی در کنار جاده بود دویدن اشتباه بود اما من تمام راه را دویدم دیدن سراب بود اما من تمام منظره را دیدم پرواز افسانه بود اما من از قله های قاف پریدم به سوی تو از قدم های رفته ی من راهی نیست از نگاه های عاشق من از بال های خسته ی من</description>
<pubDate>Sun, 06 Feb 2011 13:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aavaar</dc:creator>
<guid>aavaar.blogfa.com/post/22</guid>
</item>
<item>
<title>گلایه</title>
<link>https://aavaar.blogfa.com/post/21</link>
<description>آتش عشق تو هم کاری نکرد چاره ی کبریت و سیگاری نکرد بعد ازاین با قلب خود لج می کنم رفتنت را دید و اصراری نکرد آسمان بغض مرا در سینه داشت بخت بد بود این که رگباری نکرد کوچه ی سنگین دلِ بی معرفت بر سر راه تو دیواری نکرد رفته ای تا بعد از این بر دل زنم دست هایی را که ایثاری نکرد ای غرور از پیش چشمم دور شو اعتبارت بیش از این کاری نکرد بند بند جان من فریاد بود گر چه ساکت ماند و گفتاری نکرد</description>
<pubDate>Thu, 11 Nov 2010 22:33:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aavaar</dc:creator>
<guid>aavaar.blogfa.com/post/21</guid>
</item>
<item>
<title>گفت و گو   </title>
<link>https://aavaar.blogfa.com/post/20</link>
<description>برای سامان سپنتا نوروز می آید یک روز با فصل دیگری دست بنفشه ها در دست بر بال چلچله بگذار این ماه های حرام بگذرد - چه زمزمه ی شاعرانه ی خوبی به روی گور من بنویس نوروز مرده است همراه شعله ها و چلچله ها و بنفشه ها فکر می کنی به راهت به پلت به این نشانه های مسخره ات فکر می کنم دیگر تنها به این خیابان ایمان دارم و هر چه طی کردم همین خیابان بود - بگذار این سال های حرام بگذرد این سال ها بهای آزادی ست... - این سال ها بهای زندگی ما بود این سال ها نمی گذرد بی ما -</description>
<pubDate>Sun, 12 Sep 2010 13:13:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aavaar</dc:creator>
<guid>aavaar.blogfa.com/post/20</guid>
</item>
</channel>
</rss>
