باران گرفته با دل من در هوای تو

با نم نمش به یاد من آید صدای تو

ضربی میان گریه ی باران گرفته باد

گوید چه دور...وای...چه دور است جای تو

ای رد پای برفیِ خاموش وارِ من

باران گشود دفتر ناگفته های تو

حالا چه بی ثمر وسطِ بادها رهاست

حرفی که مانده بود و نگفتم برای تو...